گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۰

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا میان من و آن مه شده کلفت واقع

به رقیبم شده بیواسطه کلفت واقع

به مهی درگذری یک نظر افکندم دوش

شد میان من و یاران همه صحبت واقع

متهم ساخت به عشق دگرم یار و نگفت

کاین تعشق شده باشد به چه صورت واقع

کار موقوف نگاهیست میان من و او

گر بود صد جدل و خشم و کدورت واقع

می‌رسد مست جنون تیغ به کف گرم غضب

شدی ای دل سر راهش به چه جرات واقع

ای نگهبان نبود گر رخ آن مه منظور

میتوان از تو کشید ای همه منت واقع

محتشم بردرش از خدمت خود هرزه ملاف

آید از بی‌هنری چون تو چه خدمت واقع

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام