گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جان بر لب و ز یار هزار آرزو مرا

بگذار ای طبیب زمانی باو مرا

زین تب چنان ره نفسم تنگ شد که هیچ

جز آب تیغ او نرود در گلو مرا

آن بلبلم که جلوهٔ آتش گل من است

در دام آرزو نکشد رنگ و بو مرا

از طره دو تا به دو زنجیر بسته است

چون شیر وحشی آن بت زنجیر مو مرا

خوی بد است مائدهٔ حسن را نمک

زین جاست حرص دیدن آن تندخو مرا

ذرات من ز مهر تو خالی نمی‌شوند

گر ذره ذره میکنی ای فتنه‌جو مرا

در عاشقی مرا چه گنه کافریدگار

خود آفریده عاشق روی نکو مرا

اقبال محتشم که چو طبعش بلند بود

افراخت سر به سجدهٔ آن خاک کو مرا

تا آمدم به سجدهٔ سلمان جابری

ناید به کس دگر سر همت فرو مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد عارفی نوشته:

با سلام
دیوان اشعار محتشم در اختیار اینجانب نیست ولی فکر می کنم در بیت ششم(ذرات من….) در مصرع اول مهر دوم اضافی است.همچنین فکر می کنم در مصرع دوم “ای فتنه جو” صحیح باشد.

پاسخ: با تشکر، مطابق پیشنهاد شما «مهر» اضافی مصرع اول حذف شد و «از» با «ای» در مصرع دوم بیت یاد شده جایگزین شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام