غزل شمارهٔ ۲۳۹
دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بود
در میان خواب و بیداری دلم با یار بود
گرچه بود از هر دو جانب بر دهن مهر سکوت
ناز او را با نیاز من سخن بسیار بود
کار من دامن گرفتن کار او دامن کشی
آن چه بر من مینمود آسان باو دشوار بود
هرچه در دل داشتم او را به خاطر میگذشت
بینیاز از گفتن و مستغنی از اظهار بود
گرچه بود آن شمع شب تا روز در فانوس چشم
پردهٔ شرم از دو جانب مانع دیدار بود
آن چه آمد بر زبان با آن که حرفی بود و بس
معنی یک دفتر و مضمون صد طومار بود
من به میل خاطر خود محتشم تا روز حشر
ترک آن صحبت نمیکردم ولی ناچار بود



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
محمّدرضا رفعتی نوشته:
سلام؛
به نظرم در مصراع اول بیت دوم یه کلمه ای جا افتاده که باعث شده وزن این مصراع به هم بخوره ، من که دسترسی به منبع ندارم ، ولی اگه اشتباه نکنم حدس می زنم که این مصراع باید به این صورت باشه:
گر چه بود از هر دو جانب بر دهن مهر سکوت …
شما اگه به منبع این شعر دسترسی داری حتماً ببینید و اصلاحش کنید .
ممنونم
—
پاسخ: مطابق نظر شما، «بود» به متن اضافه شد.