گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۶

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیست

ما زدوریم مگس ران مگس خوان تو کیست

من ز سودای تو دیوانهٔ صحرا گردم

بندی سلسلهٔ زلف پریشان تو کیست

نغمهٔ سنج تیرت منم از یک سر تیر

سینه آماج کن ناوک پران تو کیست

من خود از زخم غمت می‌شکفانم گل داغ

به سر شک آبده خنجر مژگان تو کیست

دامن آلاست ز اشک من مجنون درو دشت

اشک پالای خود از گوشهٔ دامان تو کیست

محتشم را نده بزمت شده از نادانی

همدم انجمن آرای سخندان تو کیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام