گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۴

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست

وین شعله در رگ و پی چنگ و چغانه چیست

ساقی صفای صبح جوانان پارسا

در درد تیره فام شراب شبانه چیست

واعظ تو را که دامن ازینها فتاده پاک

این آستین فشانی لایعقلانه چیست

خواب ملال تا رود از سر زمانه را

حرفی از آن یگانه بگو این افسانه چیست

ای کعبه رو که دور ز عشقی طواف تو

غیز از نظاره در و دیوار خانه چیست

یک جان چو درد و جسم نمی‌باشد ای حکیم

پس در دو کون ذات بدیع یگانه چیست

ای دل چو مرغ میفکند پر در این فضا

چندین هزار بیضه درین آشیانه چیست

کالای حسن او چو به قیمت نمی‌دهند

ای چشم پر در این همه عرض خزانه چیست

ابرست در تراوش و صبح است در طلوع

ساقی دگر برای تعلل بهانه چیست

دندان ز لعل و خال بتان محتشم بکن

تو مرغ دیگری هوس آب و دانه چیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام