گنجور

شمارهٔ ۹۵ - ترجیح ملک هند به عقل از هوای خویش بر روم و بر عراق و خراسان و قندهار

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات
 

هند چو فردوس شد از صحبت من

بهر هوایش کنون آیم به سخن

شیر صفت مرد به یک توی قبا

گرم چو شیر است گرش نیست عنا

نه چو خراسان که تن از برف فزون

سرد ساری است به ده شقه درون

آنکه به گرماست همین رنجش و بس

لیک شود کشته ز سر ما همه کس

نی چو خراسان که دو سه هفته گلش

آمد و بگذشت چو سیلی ز پلش

وین گل ما بعضی اگر خشک شود

طبله درون نافه چو از مشک شود

میوهٔ بی خسته که نبود به جهان

برگ که چون میوه بود خورد مهان

موز همان میوهٔ بی خسته نگر

برگ ز تنبول نگر بابت خور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام