گنجور

شمارهٔ ۳۵ - صفت مناره

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات
 

شکل مناره چو ستونی ز سنگ

از پی سقف فلک شیشه رنگ

آن که ز زر بر سرش افسرشده است

سنگ ز نزدیکی خور زر شده است

سنجر سنگین که ستون سپهر

آمده از مهر و شده هم به مهر

سنگ وی از بس که به خورشید شود

زو از خورشید عیاری نمود

از پی بررفتن هفت آسمان

کرد زمین تا به فلک نرد بان

گرد سرش کرد موذن چو گشت

قامتش از مسجد عیسی گذشت

موذنش آن جا که اقامت کشید

قامت موذن نتواند رسید

مسجد جامع ، زدرون ، چون بهشت

حوض ، زبیرون ، شده گوهر سرشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام