گنجور

شمارهٔ ۹۸

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ساقیا، پیش آر جام با صفای خویش را

روی ما بین و به ما ده رونمای خویش را

کف چو گنبدها کند هر دم صلای نوش کو

تا زهر گنبد صدا یابی صلای خویش را

کبک رفتارا، یکی بخرام و پا بر لاله سای

بی حنا کن لعل پای لاله سای خویش را

دی شدی در باغ و گل از بهر گرد افشاندنت

کرد صد پر کاله دامان قبای خویش را

هر طرف بهر مبارک باد نوروز بهار

می فرستد گل به کف کرده صبای خویش را

کبک کهساری، برو ای لاله، بر هر تیغ کوه

گام چندان زد که پر خون کرد پای خویش را

یک دم امروز از چمن ما را به مجلس راه ده

تا ستانیم از تو جام با صفای خویش را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام