گنجور

شمارهٔ ۹۴۸

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جماعتی که ز هم صحبتان جدا باشند

چگونه با خرد و صبر آشنا باشند

هلاکت من بیچاره از کسانی پرس

که چندگه ز عزیزان خود جدا باشند

ز بنده پرسی کاخر کجا همی باشی؟

ز خان و مان بدرافتادگان کجا باشند؟

به شهر چون تو حریفی بلای توبه خلق

عجب ز زاهد و صوفی که پارسا باشند

شراب صاف و سلامت ز بهر بیخبری ست

ولیک با خبران تشنه بلا باشند

دلا، ز کرده خود سوختی، نمی گفتی

که خوبرویان البته بیوفا باشند

بلای عشق بکش، خسروا، چو آن مرغان

که بند چنگل شاهین پادشا باشند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام