گنجور

شمارهٔ ۸۵۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چشم تو خفته ایست که در خواب می رود

زلف تو آفتی ست که در تاب می رود

هندوی سنبل تو چه دزد دلاور است؟

کو شب به روشنایی مهتاب می رود

هر دم ز شور پسته شیرین تو مرا

دامن پر از سرشک چو عناب می رود

گشتم در آب دیده چنان غرق کاین زمان

صد نیزه برتر از سر من آب می رود

ساقی عنان سرکش گلگون کشیده دار

کاین بادپای عمر به اشتاب می رود

ما را ز طاق ابروی جانان گریز نیست

زاهد اگر به گوشه محراب می رود

خسرو چو گشت معتکف آستان دوست

هرگز به طعن دشمن ازین باب می رود؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام