گنجور

شمارهٔ ۸۵۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عمرم در آرزوی تو رفته ست و می رود

صبرم به جستجوی تو رفته ست و می رود

رفتی و بوی زلف تو ماند و هزار دل

دنبال تو به بوی تو رفته ست و می رود

سوی در تو رهبر جانهای عاشقان

بادی که آن به کوی تو رفته ست و می رود

خونابه ایست از دل همچون منی دگر

آبی که آن به جوی تو رفته ست و می رود

باری قصاص بهر چه آموزدت قریب؟

کاین شیوه ها ز خوی تو رفته ست و می رود

در جان همی رود سخن و من نهاده گوش

هر جا که گفتگوی تو رفته ست و می رود

درکش عنان که چون سر خسرو هزار پیش

پیشت ز عشق روی تو رفته ست و می رود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام