گنجور

شمارهٔ ۷۹۸

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر سخن زان لب چون نوش شود

پسته را خنده فراموش شود

ور حدیث در دندانت کنم

صدف آنجا همه تن گوش شود

ز آسمان روی تو گر مه بیند

بر زمین افتد و بیهوش شود

گل که از روی تو ریزد به سخن

گر بچینند یک آغوش شود

باده بر یاد لب شیرینت

همه گر زهر بود، نوش شود

دل که پوشیده به زلفت پیوست

ترسم از غم که سیه پوش شود

دوش با مات سری خوش بوده ست

خوش بود امشب، اگر دوش شود

گر کنی میل به سوی خسرو

شاه کی همدم جادوش شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام