گنجور

شمارهٔ ۷۵۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من به یار خود و اغیار به خود می پیچد

مست در عشرت و هشیار به خود می پیچد

موی پیچیده بود گرد میانش دائم

عجبی نیست، بلی، مار به خود می پیچد

سر ز تاب رخت از زلف تو پیچیده، عجب

زانکه مو از اثر نار به خود می پیچد

هر سری از قدمت دور فتاد از سر درد

در تگاپوی چو دستار به خود می پیچد

من لبت می گزم و چشم تو در خشم، بلی

بوی حلواست که بیمار به خود می پیچد

فاش دین لبت از زلف چلیپای تو شد

زانکه از موی تو زنار به خود می پیچد

صفت موی تو خسرو چو به طومار نوشت

سبب آن است که طومار به خود می پیچد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام