گنجور

شمارهٔ ۶۷۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از دل غمگین هوای دلستانم چون رود

یا سر سودای آن سرو روانم چون رود

تا توانایی بدم، بار غمش بردم به جان

خود کنون عشقش ز جان ناتوانم چون رود

از دلم نیش جفایش گر رود، نبود عجب

لذت دشنام او هرگز ز جانم چون رود

غمزه قصاب او می ریزدم خون، شاکرم

جای شکرست، این شکایت بر زبانم چون رود

بعد مردن، گر شوم خاک و تنم گردد غبار

داغ مهر او ز مغز استخوانم چون رود

گر ز پا افتم دران کوی و رود تیغم به سر

زینقدر از دل غم آن دلستانم چون رود

قد یارم از نظر گه گه رود خسرو، ولی

نقش روی او ز چشم خونفشانم چون رود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام