گنجور

شمارهٔ ۵۶۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر او بی یاد ما در می نیفتد

فراموشیش پی در پی نیفتد

نصیحت می کنم دل را که بازآی

ولیکن دل ازینها پی نیفتد

بریزم خون خود بر آستانت

اگر چه از رخت هر پی نیفتد

گهی بر من نیفتد چشم مستت

نگویی با منت تا کی نیفتد

درآمد عشق و تقوی خانه بگذاشت

که زهد و توبه را با می نیفتد

چه پرسی با تن و جانی پر از درد؟

همان دان آتش اندر نی نیفتد

اگر چ افتاد خسرو زو به صد رنج

خدایا، رنج من بر وی نیفتد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام