گنجور

شمارهٔ ۴۷۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گفتم که ترا آخر دل خانه نمی یابد

گفتا که پی گنجم ویرانه نمی یابد

گفتم که بسوزم جان بر آتش روی تو

گفتا که چراغم را پروانه نمی یابد

گفتم که به چشمم شین، یک گوشه دگر مردم

گفتا من تنها را هم خانه نمی یابد

گفتم که شوم محرم در مجلس خاص تو

گفتا که حریف ما دیوانه نمی یابد

گفتم که به دام غم هر لحظه مرا مفگن

گفتا که چنین مرغی بی دانه نمی یابد

گفتم که ز عشقم ده پروانه آزادی

گفتا خط عارض بس، پروانه نمی یابد

گفتم که بود مونس در هجر تو خسرو را

گفتا که خیال ما بیگانه نمی یابد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام