گنجور

شمارهٔ ۳۹۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خیال روی تو چون در ناب در نظر است

ز اشک دمبدمم صد حباب در نظر است

چو مست روی تو من، روی مهوشان چه کنم

به دزدکی نگرم کافتاب در نظر است

اگر دلت به لب بحر می کشد، ای سرو

نشین به گوشه چشمم که آب در نظر است

خیال زلف تو در دیده ام شبی گردید

ازان خیال مرا اشک ناب در نظر است

شبی به خواب نظر بازیی به او کردم

مرا همیشه ازان لحظه خواب در نظر است

به نور روی تو در زلف می توان رفتن

شب است و شعشعه ماهتاب در نظر است

ز عشق چشم تو خسرو چو سرخوش و مست است

به یاد لعل تو او را شراب در نظر است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام