گنجور

شمارهٔ ۳۷۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بنده را با تو دوستداری خوست

گر چه تو بنده را نداری دوست

آن نه چشمی ست کز کرشمه ناز

دیده را هر نظر که هست در اوست

گرد ابروی تست جای نماز

باز در چشم بنده آب وضوست

با من از زلف تو بد است، چه باک؟

هر چه بد نیست، روی تو نیکوست

فتنه چشم تو نمی خسپد

زانکش از غمزه خار در پهلوست

چون تو بر لب نمی نهد لب را

شکر اندر لب تو تو بر توست

وصف زلف تو کرد خسرو، از آنست

که ز لطفش همه جهان خوشبوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام