گنجور

شمارهٔ ۳۵۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

با غمت شادی جهان هوس است

شادی من همین غم تو بس است

از دهان تو چون نفس نزنم

مر مرا بیم تنگی نفس است

نیم خال لب توام بکشد

زهر اگر خود همه پر مگس است

از سر خشم، اگر بخایی لب

بر لبت بوسه دادنم هوس است

گر کسی بردر تو جوید بار

چند گویی که بار او چه بس است

همه شب گرد کوی او گردم

هر که بیند گمانش برعسس است

بنده خسرو به ناله در ره عشق

کاروان غم ترا جرس است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام