گنجور

شمارهٔ ۱۶۸۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای به بالا بلند و زیبا تو

رشک سرو بلند بالا تو

زرگر از سیم چون تو بت نکند

خواه هم برد و خواه فرما تو

در دلت هیچ جا نمی گیریم

گر چه ما هسته ایم و خرما تو

تیغ برکش که جان فدا کردیم

گر نخواهی برید از ما تو

خیز و بر دیده شین چنانکه بود

مردم دیده زیر و بالا تو

روزها شد که اندر این هوسم

که شوم همنشین شبی با تو

گل دمانید اشک من از خاک

بو که آیی بدین تماشا تو

همه راهت برفتم از مژگان

گر چه دور است ره ز من تا تو

جان خسرو، چو جای خود کردی

دور تا کی شوی ازینجا تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام