گنجور

شمارهٔ ۱۶۷۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پرده صبرم درید غمزه دلدوز تو

زهره من آب کرد عشق جهانسوز تو

من که سحر هر شبی دم نزنم تا به صبح

ترسم روشن شود مهر دل افروز تو

رنگ گل عارضت روز به روز است نو

خارکشی را چه رنگ از گل نوروز تو

هندوی چشم ترا غارت ترکان چین

نیکویی آموخته است زلف بدآموز تو

تا تو بر اهل صواب تیر زنی بی خطا

هست کمان بلند ابروی کین توز تو

خسرو بیچاره کرد وقف هوای تو دل

گر چه پی جانست گرد غمزه دلدوز تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام