گنجور

شمارهٔ ۱۶۶۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

روی یار از سبزه تر بوستانی یافت نو

چشم من بهر تماشا گلستانی یافت تو

تا لب او در ته هر موی خط جان نمود

بنده زان لب در ته هر موی جانی یافت نو

بود ناپیدا دهانش تیز دیدم بوسه جاش

در لب از دندانی نشانی شد دهانی یافت نو

ماه من زلف سیه بر خط سبزت سر نهاد

طوطی شکر خورت هندوستانی یافت نو

دی کمر بستی و در وی بسته شد مویی ز جعد

نی میان بودی تهی گاهت میانی یافت نو

قامت تو کز ضعیفی بسته در مویت نماند

بر سر هر تار مویی خانمانی یافت نو

بس که نونو داستانت فتنه شد بر هر زبان

هر زبان از قصه من داستانی یافت نو

بس که سودم روی زرد خویش بر خاک درت

باد هر دم ز آستانت زعفرانی یافت نو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام