گنجور

شمارهٔ ۱۴۶۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به دیده ای که ترا دیده ام نمی یارم

کزان نظر به سوی دیگری به بار آرم

چه وقت بود که افتاد به تو آم سر و کار

که کار سر شد و در سر نمی شود کارم

کجا روم، چه کنم کز تو هر کجا که روم

کمند گیسوی تو می کند گرفتارم

کنون که پیش رخت همچو زلف می پیچم

فرو گذاشت مکن این چنین به یک بارم

مخسپ ایمن از آهی که می زنم هر شب

که فتنه بار توام تا به روز بیدارم

مرا به هر سختی از زبان غمزه مسوز

به دست خویش بزن تیغ، اگر گنه کارم

به پیش روی تو از بیم آنکه کشته شوم

چو شمع سوختم و دم زدن نمی یارم

فتاده بر در تو خسرو و ندانستی

که اوفتاده خود را فرود نگذارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام