گنجور

شمارهٔ ۱۴۲۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر نه روی تو ببینم، به ماهتاب نبینم

وگر چه ماه بتابد، به ماه تاب نبینم

در آن زمان که نبینم ترا به چشم چو ابرم

چنان ببارد باران که آفتاب نبینم

به خانه سایه همی گیردم ز فکرت زلفت

که آفتاب در این خانه خراب نبینم

وصال خواهم و این در به روی من که گشاید

ز خنده شکرینت چو فتح باب نبینم؟

به وصل چند توان گفتنم «هنوز توقف »

کنم توقف، اگر عمر را شتاب نبینم

طمع بود ز دهان تو شربتیم، ولیکن

سؤال از که کنم، چون ره جواب نبینم؟

چو دل سخن نشنود و تو عاقبت بربودی

روان بکش که نگه داشتن صواب نبینم

جز آب می نرود از دو چشم خسرو و ترسم

که چند روز دگر خون رود که آب نبینم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام