گنجور

شمارهٔ ۱۴۰۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شب تا به روز خون جگر نوش کرده ام

خوش عشرتی ست این که شب دوش کرده ام

خون شد حرام شرع، ولی من چو عاشقم

بر من حلال باد که خوش نوش کرده ام

گر سرو و لاله ای بر برم نیست، این بس است

کز خون دیده لاله در آغوش کرده ام

گفتی «به فرق بر سر کویم طواف کن »

زین لطف پای خویش فراموش کرده ام

این سر که نیست یک نفس از درد عشق دور

باری ز محنتی ست که بر دوش کرده ام

بکشید وه مرا که نخفته ست آن نگار

زان ناله ها که شب من بیهوش کرده ام

گویند «کز چه عاشق دیوانه ای گشته ای؟»

گفتار خسرو است که در گوش کرده ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام