گنجور

شمارهٔ ۱۴۰۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم

وز گلشن مراد صفایی نیافتم

گر همچو نای در شغب آیم، عجب مدار

کز چنگ روزگار نوایی یافتم

ایام ناشتا صفت آمد از این قبل

بر خوانچه امید صلایی نیافتم

دردم ز حد گشت و صفایی نشد پدید

کارم به جان رسید و دوایی نیافتم

خونم بریخت عالم و خون دگر ز چشم

عمدا بریختم که بهایی نیافتم

سلطانیا، به صحبت دشمن گذار عمر

کز دوستان عهد وفایی نیافتم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام