گنجور

شمارهٔ ۱۳۸۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دلبرا، در جان نشین، فی العین هم

ای ز تو شادی به جان، فی القلب هم

گریه خون بین و می کن پرسشی

چون نماند، اکنون مرا فی الجسم دم

چون کنم من خواب، دریا گشت چشم

تو به خنده گوئیم فی البحر نم

تا زهر دل برد غم خال رخت

بین همه جا غم، بمحوالخال غم

عمر خسرو در غم رویت گذشت

چند باشد دوریم، والصبر کم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام