گنجور

شمارهٔ ۱۳۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست

کز دیده و دل در پی ایشان نگران زیست

گر یافت کسی از لب بی خط اثر ذوق

تا زیست در اندیشه ساده شکران زیست

همچون کمر زر همه با کوفتگی ساخت

آن یار که بر پشته زرین کمران زیست

چون یار از آن دگران شد، بکش ای هجر

زیرا نتوانیم به جان دگران زیست

چون غم کشدم زان لب و زان روی کنم یاد

تا چند توان بر صفت حیله گران زیست

اندر روش زنده دلان، زنده کسی نیست

جز کشته خوبان که در آن مرده آن زیست

ترسم که بمیرد به ته کفش ملامت

خسرو که به دنباله شیرین پسران زیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام