گنجور

شمارهٔ ۱۲۹۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

امشب سوی دوست راه گیریم

می بر رخ همچو ماه گیریم

دی زهد فروختیم بسیار

امروز ز می پناه گیریم

اقرار به می کنیم و شاهد

بر خود همه را گواه گیریم

زنار کمر، سبوی می تاج

ترک کمر و کلاه گیریم

اکنون که قلم ز کار ما خاست

چون ترک خط سیاه گیریم؟

آن دوست که با صلاح کو شد

با دشمن کینه خواه گیریم

نی جان زیادتی ست ما را

کان سلسله دوتاه گیریم

بنمای رخ چو گل که ناله

چون بلبل صبحگاه گیریم

می خواند اجل بر آستانت

بوسی بزنیم و راه گیریم

دیوانه شدیم، خسرو، اکنون

آن سلسله چو شاه گیریم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام