گنجور

شمارهٔ ۱۲۸۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شبی در کوی آن مه روی رفتم

سر و پاگم چو آب جوی رفتم

نمی رفتم، بلا شد بوی زلفش

خراب اندر پی آن بوی رفتم

به کویش رو نهادم بهر رفتن

ز بیهوشی به دیگر سوی رفتم

شبت خوش باد، ای دل، نزد آن ماه

که من خالی شدم، زین کوی رفتم

شدم بدخو به رویش هر دم اکنون

کجا من دیدن آن روی رفتم

به سینه نقد جان تشویش می داد

به رشوت دادن آن خوی رفتم

کج است آن زلف و می دانم به سویش

به گفت خسرو بدگوی رفتم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام