گنجور

شمارهٔ ۱۲۸۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ببستی چشم من ز افسون زبان هم

دلم بردی نه تنها بلکه جان هم

خرابم می کنی از رخ، ز لب نیز

ازینم می کشی، جانا، از آن هم

ز تیر تست ما را دعوی خون

گواهی می دهد دل، آن کمان هم

ز بیداد تو خرسندم همه عمر

اگر خون ریزیم، راضی، بدان هم

برو، ای باد، بوسی زن برای پای

اگر چیزی نگوید، بر دهان هم

بده ساقی که من مست و خرابم

پیاله خورده ام، رطل گران هم

غمی دارم که باد از دوستان دور

به حق دوستی کز دشمنان هم

بت اندر قبله دارم نه همین بت

که زنار مغانه بر میان هم

اگر افتد قبول این جان خسرو

به بوسی می فروشم، رایگان هم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام