گنجور

شمارهٔ ۱۲۲۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟

که ز عشق تو به جز غصه ندارم حاصل

ای صبا، حال دل من بر دلدار مگوی

که جهانی ز غم عشق تو لایعقل

غافل از یاد تو یک لحظه نیم تا دانی

زینهار از من دلخسته نباشی غافل

طمع دانه کند مرغ که در دام افتد

ورنه در دام غم و غصه نیفتد عاقل

خلق را میل به حوران بهشتی باشد

چه کنم، نیست مرا جز به تو خاطر مایل

به وصال تو بس امید وفا بود مرا

آه کاندیشه غلط بود و تصور باطل

به قیامت برد از عشق تو حسرت خسرو

که به تشریف وصال تو نگردد واصل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام