گنجور

شمارهٔ ۱۲۱۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دی مست می رفتی، بتا، رو کرده از ما یک طرف

شبدیز را مطلق عنان پیچیده عمدا یک طرف

تا بر رخ زیبای تو افتاده زاهد را نظر

تسبیح زهدش یک طرف، مانده مصلا یک طرف

تیری که دی زد بر دلم، پیداست تا غایت به من

پیکان و کلکش یک طرف، سوفار و پرها یک طرف

در چار حد کوی خود افتاده بینی بنده را

تن یک طرف،جان یک طرف،سریک طرف،پایک طرف

سلطان خوبان می رسدهر سو گروه عاشقان

چاووش شه کو تا کند مشتی گدا را یک طرف

نوشین شراب لعل او شد مجلس ما بی خبر

ساقی صراحی یک طرف، مستان رسوا یک طرف

جان خسرو دل خسته را خون ریختن فرموده است

خلقی به منت یک طرف، آن شوخ تنها یک طرف

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام