گنجور

شمارهٔ ۱۱۹۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

باغ بشکفت و سوری و سمنش

تازه گشت ارغوان و نسترنش

صفت باغ می کند بلبل

شاخ در شاخ می رود سخنش

یوسف گل رسید و شد روشن

چشم نرگس به بوی پیرهنش

تا کجا باشد آن سمنبر من

کاب و آتش شود گل از سمنش

مهر او ذره ذره کرد مرا

گر چه یک ذره نیست مهر منش

گر به خلقم رسن کند زلفش

بگسلم هم ز زلف چون رسنش

دیده در پیش او کشد خسرو

که بیند به چشم خویشتنش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام