گنجور

شمارهٔ ۱۱۱۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

منم به خانه، تن اینجا و جان به جای دگر

به دل تویی وسخن بر زبان به جای دگر

به بوستان روم از غم، ولی چه سود که هست

دلم به جای دگر، بوستان به جای دگر

کجا به کوی تو ماند نسیم باغ بهشت

زمینست جای دگر، آسمان به جای دگر

چو جان دهم نرود دل به کویت، ار چه برند

سگان کوی تو هر استخوان به جای دگر

نشان ز کوی تو پرسند و من ز بس غیرت

تو جای دیگر و گویم نشان به جای دگر

مگو که یار دگر کن، اگر بینم

نظافتی که تو داری همان به جای دگر

بگو، چگونه توان گفت زنده خسرو را

که او به جای دگر ماند و جان به جای دگر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام