گنجور

شمارهٔ ۱۰۱۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هوایی خرم است و هر طرف باران همی بارد

نگویم قطره کز بالا گل و ریحان همی بارد

نگون سر شاخهای سبزه گویی در همی جنبد

ز بس کابر در افشان لولوی غلتان همی بارد

چکان قطره ز سرهای انار تازه پنداری

که هر دانه که بوده ست اندرون پنهان همی بارد

خوش آن وقتی که مطرب در سماع، و نیکوان سرخوش

خرامان در میان سبزه و باران همی بارد

ز بهر پای خوبان را بساط سبزه می شوید

هر آبی کز هوا بر سبزه بستان همی بارد

ولی هر قطره بر جان آب داده هست چون پیکان

جدا افتاده ای را کز مژه طوفان همی بارد

هوای ابر با هم صحبتان، خسرو، غنیمت دان

که عیش و خوش دلی از صحبت ایشان همی بارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام