گنجور

شمارهٔ ۱۰۱۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از اشک من به کویت جز سرخ گل نروید

زان گل که بویت آید، میرد کسی که بوید

جایی که از لب تو باران بوسه بارد

دل غنچه غنچه خیزد، جان خوشه خوشه روید

چشمم که خورد خونم، از بس که خون گرفتش

خود ریخت خون خود را بی آنکه کس نجوید

جانم فداش، چون او خود را به خشم سازد

با جمله در حکایت با من سخن نگوید

زین غم که از جدایی خسرو به سینه دارد

شاید که بر تن او هر موی او بموید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام