گنجور

گزیدهٔ غزل ۲۸

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

سری دارم که سامان نیست او را

به دل دردی که درمان نیست او را

به راه انتظارم هست چشمی

که خوابی هم پریشان نیست او را

به عشق از گریه هم ماندم چه جویم

باران از کشتی که یاران نیست او را

فرامش کرد عمرم روز را ز اینک

شبی دارم که پایان نیست او را

خط نو خیز و لب ساده از آنست

خوش آن مضمون که عنوان نیست او را

ز خسرو رخ مپیچ ار گشت ناچیز

خیالی هست گرجان نیست او را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رامین نوشته:

به عشق از گریه هم ماندم چه جویم / بَر از کِشتی که باران نیست او را (شاید درست تر باشد)

کانال رسمی گنجور در تلگرام