گنجور

گزیدهٔ غزل ۲۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » گزیده اشعار » غزلیات
 

بس بود این که سوی خود راه دهی نسیم را

چشم ز رخسان مکن عارض همچو سیم را

من نه بخود شدم چنین شهرهٔ کویها ولی

شد رخ نیکوان بلاعقل و دل سلیم را

شیفتهٔ رخ بتان باز کی آید از سخن

مست بگوش کی کند کن مکن حکیم را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام