گنجور

گزیدهٔ غزل ۱۸۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

تغافل کردنت بی‌فتنه‌ای نیست

فریب صید باشد خواب صیاد

مرا گرد سران چشم بیمار

به گردان لیک قربان کن نه آزاد

چو یاد عاشقان در دل غم آرد

نمی‌دارم روا کز من کنی یاد

چو ذوق عشق‌بازی می‌شناسم

من از تو جور خواهم دیگران داد

دلا وقت جفا فریاد کم کن

که هنگام وفا خوش نیست فریاد

مکن خسرو حدیث عشق شیرین

اگر با خود نداری سنگ فرهاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام