گنجور

گزیدهٔ غزل ۱۶۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

برگ زیرآمد و برگ گل و گلزار برفت

سرخ رویی رخ لاله وگلنار برفت

سرو بشکفت و چمن سبز شد و نرگس خفت

گوبرو از بر من این همه چون یار برفت

نزد من باد خزان دوش غبار آلوده

آمد وگفت که سرو تو ز گلزار برفت

خواستم تا بروم در طلب رفتهٔ خویش

یادم آمد رخ او پای من از کار برفت

در دوید اشک چو بازآمد ز خویش ندید

دل بینداخت هم اندوه و خونبار برفت

خون دل گر چه که بسیار برفت اندک ماند

صبر هر چند که بود اندک و بسیار برفت

باد خاری ز ره گل‌رخ من می‌آورد

جانم آویخت در آن خار و گرفتار برفت

هر چه از عقل فزون شد همه عمرم جوجو

اندرین غارت غم جمله به یک بار برفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

برگ در جایگاه فاعل زیر امده و گلها با اراده رفتند و باد خزان مانند موجود اگاهی امده است شاعر طبیعت را جان دار میدیده است که استاد هانری کربن روشنگریهای فراو ان در ارض الملکوت راجع به این جاندارنمایی طبیعت دارد و از شاعری عارف و ألمانی به نام فخنرنام اورده و او را با دانایان ما بر سنجیده و یکی گرفته است

کانال رسمی گنجور در تلگرام