گنجور

گزیده غزل ۱۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » گزیده اشعار » غزلیات
 

شفاعت آمدم ای دوست دیده‌ی خود را

کزو مپوش گل نو دمیده‌ی خود را

رسید خیل غمت ورنه ایستد جانم

کجا برم بدن غم رسیده‌ی خود را

بگوش ره ندهی ناله‌ی مرا چه کنم

چه ناشنیده کند کس شنیده‌ی خود را

چنین که من ز تولب می‌گزم کم ار گویی

که مرهمی برسانم گزیده‌ی خود را

به چاه شوق فرو مانده‌ام خداوندا

فرو گذاشت مکن آفریده‌ی خود را



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ری‏را

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

برچسبها

با برچسب زدن شعرها می‏توانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقه‏بندی بهتر اشعار کمک کنید. برای نمونه برچسبهای این شعر را ببینید.

اگر بیش از یک برچسب اضافه می‏کنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.