گنجور

غزل شمارهٔ ۹۲۵

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

من کیم زاری نزار افتاده‌ئی

پر غمی بیغمگسار افتاده‌ئی

دردمندی رنج ضایع کرده‌ئی

مستمندی سوگوار افتاده‌ئی

مبتلائی در بلا فرسوده‌ئی

بی‌قرینی بی‌قرار افتاده‌ئی

باد پیمائی به خاک آغشته‌ئی

خسته جانی دل فگار افتاده‌ئی

نیمه مستی بی‌حریفان مانده‌ئی

می‌پرستی در خمار افتاده‌ئی

بی‌کسی از یار غایب گشته‌ئی

ناکسی از چشم یار افتاده‌ئی

اختیار از دست بیرون رفته‌ئی

بیخودی بی‌اختیار افتاده‌ئی

عندلیبی از گل سوری جدا

خسته‌ای دور از دیار افتاده‌ئی

پیش چشم آهوان جان داده‌ئی

بر ره شیران شکار افتاده‌ئی

دست بردل خاک بر سر مانده‌ئی

بر سر ره خاکسار افتاده‌ئی

رو بغربت کرده فرقت دیده‌ئی

بی‌عزیزان مانده خوار افتاده‌ئی

بیدل و بی‌یار رحلت کرده‌ئی

بی زر و بی زور زار افتاده‌ئی

همچو خواجو پای در گل مانده‌ئی

بر سر پل مانده بار افتاده‌ئی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی عطارنژاد نوشته:

به راستی که باید تاریخ از نو آغاز شود تا هم چو خواجو باز پای در این عالم گزارد..روانی طبع به همراه کمال معرفت و دریای بی پایان عشق و عرفان تنها و تنها در وجود این بزرگ مرد دیار کریمان یافت میشده است.”باد پیمایی به خاک آغشته ای،”کجای ادبیات ایران چنین تعبیر لطیف و عمیقی یافت میشود؟هر بار که اشعار او را میخوانم بیشتر به خود میبالم که کرمانیم و در شهری نفس میکشم و آسمان و کوه هایی را نظاره میکنم که روزی خواجو نیز در آن ها نظاره گر بوده است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام