گنجور

غزل شمارهٔ ۷۵

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یارب آن خال بر آن لب چه خوش است

بر هلالش نقط از شب چه خوش است

دهنش حلقهٔ تنگ زره است

نقطه بر حلقهٔ مرکب چه خوش است

مه سپر کرده و شب ماه سپر

به سپر برزده کوکب چه خوش است

بر لبش خال ز گازم اثر است

اثر گاز بر آن، لب چه خوش است

زلف دستارچه و غبغب طوق

زیر دستارچه غبغب چه خوش است

گوشوارش به پناه خم زلف

خوشه در سایهٔ عقرب چه خوش است

دل در آن زلف معنبر چه نکوست

مرغ در دام معقرب چه خوش است

پشت دست آینهٔ روی کند

او بدان آینه معجب چه خوش است

سنبلش لرزد و گل خوی گیرد

آن خوی و لرزهٔ بی‌تب چه خوش است

بر درش حلقه بگوشم چو درش

از در آن ناله مرتب چه خوش است

کشت چشمش دل خاقانی را

او بدین واقعه یارب چه خوش است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام