گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۵

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای راحت جان‌ها به تو، آرام جان کیستی

دل در هوس جان می‌دهد، تو دلستان کیستی

ای گلبن نادیده دی اصل تو چه وصل تو کی

با بوی مشک و رنگ می از گلستان کیستی

از از بتان دلخواه تو، در حسن شاهنشاه تو

ما را بگو ای ماه تو، کز آسمان کیستی

بگشا صدف یعنی دهن بفشان گهر یعنی سخن

پنهان مکن یعنی ز من تا عشق‌دان کیستی

چون زیر هر مویی جدا یک شهر جان داری نوا

خامی بود گفتن تو را جانا که جان کیستی

با مایی و ما را نه‌ای، جانی از آن پیدا نه‌ای

دانم کز آن ما نه‌ای، برگو از آن کیستی

خاقانی از تیمار تو حیران شد اندر کار تو

ای جان او غم‌خوار تو، تو غم‌نشان کیستی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

در بیت پنجم «در نوا داشتن» به معنی «در اسارت و گروگان داشتن» است. اینجا را ببینید:
http://mr-torki.ganjoor.net/?p=839

کسرا نوشته:

بیت سوم را تصحیح بفرمایید
ای از بتان دلخواه تو …

کانال رسمی گنجور در تلگرام