گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۰

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دلم دردمند است باری برافکن

بر افکندهٔ خود نظر بهتر افکن

میندیش اگر صبر من لشکری شد

دلت سنگ شد سنگ بر لشکر افکن

اگر با غمت گرم در کار نایم

ز دم‌های سردم گره دربر افکن

اگر نزل عشقت به جز جان فرستم

به خاکش فرو نه، برون در افکن

تو را طوق سیمین درافکند غبغب

مرا نیز از آن زلف طوقی برافکن

پی از هر خسی سایه پرورد بگسل

نظر بر عزیزان جان پرور افکن

که فرمایدت کشنای خسان شو

که گوید که هرای زر بر خر افکن

مشو در خط از پند خاقانی ای جان

که این خوش حدیثی است بر دفتر افکن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام