گنجور

بخش ۱۵ - کاغذ نوشتن مادر اسکندر به وی

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری
 

سکندر که صیتش جهان را گرفت

بسیط زمین و زمان را گرفت

چو گرد جهان گشتن آغاز کرد

به کشورگشایی سفر ساز کرد

ز دیدار او مادرش ماند باز

بر او گشت ایام دوری دراز

تراشید مشکین رقم خامه‌ای

خراشید مشحون به غم نامه‌ای

سر نامه نام خداوند پاک

فرح‌بخش دل‌های اندوهناک

فرازنده‌ی افسر سرکشان

فروزنده‌ی طلعت مهوشان

به صبح آور شام هر شب نشین

حرارت بر هر دل آتشین

وز آن پس ز مادر هزاران سپاس

بر اسکندر آن بنده‌ی حق شناس

بر او باد کز حد خود نگذرد

بجز راه اهل خرد نسپرد

خیال بزرگی به خود گو مبند!

که بر خاک خواری فتد خودپسند

چرا دل نهد کس بر آن ملک و مال

که خواهد گرفتن به زودی زوال؟

کف بسته مشت است و آید درشت

ز دارنده بر روی خواهنده مشت

مکن عجب را گو به دل آشیان!

که دین را گزندست و جان را زیان

بسا مرد کو دم ز تدبیر زد

ولی بر خود از عجب خود تیر زد

جهان کهنه زالی ست زیرک‌فریب

به زرق و دغا خویش را داده زیب

نداند کس از صلح او جنگ او

به نیرنگ‌سازی‌ست آهنگ او

نشد خانه‌ای در حریمش به پای

که سیل حوادث نکندش ز جای

بنایی برآورده در چل‌چله

نگونسار سازد به یک زلزله

به هر کس که در بند احسان شود

چو طفلان ز داده پشیمان شد

کند رخنه در سد اسکندری

کند از گل آنگه مرمت‌گری

در او یک سر موی، تمییز نیست

تفاوت کن چیز و ناچیز نیست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ری‏را

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

برچسبها

با برچسب زدن شعرها می‏توانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقه‏بندی بهتر اشعار کمک کنید. برای نمونه برچسبهای این شعر را ببینید.

اگر بیش از یک برچسب اضافه می‏کنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.