گنجور

بخش ۲ - در حمد و ستایش

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا
 

به نام آنکه نامش حرز جان‌هاست

ثنایش جوهر تیغ زبان‌هاست

زبان در کام، کام از نام او یافت

نم از سرچشمهٔ انعام او یافت

خرد را زو نموده دم به دم روی

هزاران نکتهٔ باریک چون موی

فلک را انجمن‌افروز از انجم

زمین را زیب انجم ده به مردم

مرتب‌ساز سقف چرخ دایر

فراز چار دیوار عناصر

قصب‌باف عروسان بهاری

قیام‌آموز سرو جویباری

بلندی‌بخش هر همت‌بلندی

به پستی‌افکن هر خودپسندی

گناه آمرز رندان قدح‌خوار

به طاعت‌گیر پیران ریاکار

انیس خلوت شب‌زنده‌داران

رفیق روز در محنت‌گذاران

ز بحر لطف او ابر بهاری

کند خار و سمن را آبیاری

وجودش آن فروزان آفتاب است

که ذره ذره از وی نوریاب است

ز بام آسمان تا مرکز خاک

اگر صد پی به پای وهم و ادراک،

فرود آییم یا بالا شتابیم

ز حکمش ذره‌ای بیرون نیاییم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام