گنجور

بخش ۸ - در صفت کمانداری و تیراندازی وی

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال
 

از کمانداران خاص اندر زمان

خواستی ناکرده زه چاچی کمان

بی مدد آن را به زه آراستی

بانگ زه از گوشه‌ها برخاستی

دست مالیدی بر آن چالاک و چست

تا بن گوش‌اش کشیدی از نخست

گاه بنهادی سه پر مرغی بر آن

رهسپر گشتی به هنجار نشان

ورگشادی تیر پرتابی ز شست

بودی‌اش خط افق جای نشست

گرنه مانع سختی گردون شدی

از خط دور افق بیرون شدی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام