گنجور

بخش ۲ - در سبب نظم کتاب

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال
 

ضعف پیری قوت طبعم شکست

راه فکرت بر ضمیر من ببست

در دلم فهم سخندانی نماند

بر لبم حرف سخنرانی نماند

به که سر در جیب خاموشی کشم

پا به دامان فراموشی کشم

نسبتی دارد به حال من قوی

این دو بیت از مثنوی مولوی:

«کیف یاتی النظم لی و القافیه؟

بعد ما ضعفت اصول العافیه»

«قافیه اندیشم و، دلدار من

گویدم: مندیش جز دیدار من!»

کیست دلدار؟ آنکه دل‌ها دار اوست

جمله دل‌ها مخزن اسرار اوست

دارد او از خانهٔ خود آگهی

به که داری خانهٔ او را تهی

تا چون بیند دور ازو بیگانه را

جلوه‌گاه خود کند آن خانه را

خاصه نظم این کتاب از بهر اوست

مظهر آیات لطف و قهر اوست

در ثنایش نغز گفتاری کنم

در دعایش ناله و زاری کنم

چون ندارم دامن قربش به دست

بایدم در گفت و گوی او نشست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عبدالغفار نوشته:

مصرع ۹ :بجای «چون» باید «چو» بیاید !
تا چو بیند دور از او بیگانه را
جلوگاه خود کند آن خانه را

کانال رسمی گنجور در تلگرام